تبليغاتX
نور الحق

در پاسخ به بیننده عزیز که پرسیده بودند:

سلام علیکم
لطفا در مورد اذان شیعه و اهل سنت و اختلاف انها و دلایل شیعه برای اذان خود چیست؟

فرق بین اذان شیعیان واذان اهل تسنن در این است که شیعیان معتقدند که اذان از طرف خداوند بوسیله فرشته وحی در شب معراج به پیامبر تعلیم شد ولی اهل تسنن معتقدند که اذان توسط خواب دیدن یکی از صحابه بوجود آمد.

فرق دیگر اذان ما با اذان اهل تسنن در این است که آنها به دستور عمر قسمت: (حی علی خیر العمل) را از اذان حذف نموده و جمله (الصلوه خیر من النوم) در اذان نماز صبح اضافه نمودند. ودلیل عمر این بود که با وجود این قسمت در اذان ظهر و مغرب مردم از جهاد باز می مانند فلذا این قسمت را کلا از اذان حذف نمود.

 این بود توضیحی مختصر در باب فرق بین اذان تشیع وتسنن و اگر باز هم توضیحات بیشتری لازم است در خدمت خواهیم بود انشاءا...

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 1:22  توسط نور الحق  | 
این ها پاسخ سولات وبلاگی به نام امه الله به آدرس:http://amatullah.blogfa.com/

می باشد که برای دیدن سوالات به آنجا مراجعه نمایید:

بسم الله الرحمن الرحیم

والحمد لله رب العالمین والصلوه والسلام علی محمد و آله الطاهرین و اصحابه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدین و لعنه الله علی اعدائهم من الاولین و الاخرین الی قیام یوم الدین

با سلام، از نوشته های شما چنین بر می آید که ظاهرا طالب حقیقت هستید و من خدا را شاکرم که با شما ارتباط پیدا کردم و امیدوارم به نتایج مثبتی برسیم که رضای خدا و رسول در آنها باشد. آمین.

ابتدائا این نکته را متذکر می شوم که: سوالات خود را به تفکیک مطرح نمایید تا بتوانیم به آنها به طور واضح و جداگانه پاسخ دهیم و من سوالات متن شما را خواندم و تک تک پاسخ آنها را عرض می کنم و اگر باز سوالی مانده که پاسخ داده نشده است؛ بیان کنید تا پاسخ داده شود و اگر از طریق مکالمه بتوانیم با شما ارتباط برقرار کنیم برای من و شما راحت تر خواهد بود.

1. مذهب در لغت به معنای روش و راه و رسم است و همین راه و روش می تواند در نتیجه به فرقه گرایی منجر شود چنانچه شیعه و سنی در ابتدا مذاهبی بودند و کم کم به شکل فرقه در آمده و به جان هم افتادند وهم اکنون می بینیم که در عراق سنی ها شیعیان را به طرف قبله و با الله اکبر گفتن و قربت الی الله سر می برند

2. اما این که چرا امام باید معصوم باشد؟ دلیلش همان دلیلی که بر لزوم عصمت پیامبر است، می باشد و اینکه باید از طرف خدا منصوب شده باشد. چون فلسفه وجودی هر دو یکی است

3.گفته بودند: مادر حضرت زین العابدین فارسی نبود من در جواب می گویم: مگر ایشان شاهد عقد ازدواج یا تولد او بودند

4.به حرفهای دکتر علی شریعتی تمسک کردید که او یک جامعه شناس است نه تاریخ دان و نه متخصص عقاید تا بتواند نظر در امور تاریخی و عقایدی دهد

5. هرگز ائمه و حضرت امام علی و امام حیسن از حق خود نگذشتند بلکه به حسب شرایط زمان و مکان و برای حفظ اسلام با دشمنان دست از جنگ برداشتند اما همواره بر مواضع اصولی خود تاکید داشتند که حق با آنهاست (مراجعه کنید به خطبه امام حسن بعد از صلح با معاویه) و با دقت در شرایط صلح هم می توانید بفهمید که هدف، رسوا کردن معاویه بود و اینکه او پایبند به عهد و پیمان نیست و خود معاویه در همان خطبه اول در کوفه گفت: (کل ما اعطیت للحسن بن علی فهو تحت قدمیّ)

6.کسانی که به جنگ با امام حسین آمدند شیعه علی و اهل بیت نبودند بلکه شیعه آل ابی سفیان بودند چنانچه خود حضرت به آنان خطاب نمد:(یاشیعه آل ابی سفیان) آیا امام بهتر می شناسد یا شما؟!

7.جواب سوالی که فرمودید نمیتوانید جوابگو باشد این است که: پیامبر با وجود غدیر، تاکید بر نوشتن نامه داشتند که این کار برای تاکید و تذکیر بود همانگونه که در قرآن آمده است:(فذکر انما انت مذکر) به همان فرمایشات قبلی شان. واین موضوع ربطی به مرض حضرت وتب ایشان ندارد چون این یک امر الهی است و مربوط به امت است و مرض حضرت امری شخصی بود که مانع از انجام فریضه الهی نمی شد.

8.امی بودن پیامبر مانع از نوشته شدن وصیت نبود چون ایشان امر به نوشتن می نمودند همانند نامه های ایشان به پادشاهان کشور های دیگر

9.نماز خواندن ابوبکر بجای پیامبر به امر عایشه بود و دلیل آن این است که زمانی که رسول الله از این امر مطلع شدند (خرج یهوی بین رجلین) و با زحمت خود را به مسجد رساندند و ابوبکر را کنار زدند

10.امام علی هنگام وصیت حاضر بود و جزو گروه مخالف عمر بود اما دلیل اینکه در آن هنگام با عمر درگیر نشد، احترام ایشان به پیامبر اکرم بود. و در حقیقت

خواسته عمر ایجاد درگیری در صورت اصرار پیامبر بر کتابت نامه بود.

11.این که ابن عباس 2 ساله بوده دلیل بر عدم صحت کلام او نیست و این که فقط عمر سخن گوی جمع شد این بود که عمر همیشه در قضایای مختلف قصد خود نمایی داشت و از جمله این قضایا می توان به اینها اشاره کرد: قضیه:(دعنی اضرب عنقه) در قصه حاطب و همچنین قضیه:(الم ینهک ربک ان تستغفر له)، (و الم ینهک ربک ان تصلی علیه) در قصه عبدالله بن ابی منافق.

12.روایت منسوب به امام علی که من وصیت را حفظ کردم و آن چنین و چنان بود از جعلیات است

13. خمس مخصوص غنایم جنگی نیست بلکه از نظر لغوی غنیمت به هر سودی گفته می شود از جمله غنایم جنگی و این یکی از آن موارد است.

14.سخنان ائمه در مورد ابوبکر و عمر هر کدام توضیح خاصی دارد که باید جداگانه بررسی شود

15. استناد به شرح نهج البلاغه که نویسنده آن سنی است (ابن ابی الحدید) از نظر ما صحیح نیست چون او هم طرفدار مخالفان است.

16. شما که تفسیر قمی را قبول دارید تفسیر آیات 26 و 71 سوره اسرا و 52 سوره حج و 11 سوره نور را هم با دقت بخوانید

17. نداهای آسمانی که از روضه کافی نقل کردید خوب بود تا آخر نقل می شد که ندای اول از طرف جبرئیل است و دومی از طرف ابلیس.

18. از وقایع عظیمه خالد همان قتل عام قبیله مالک بن نویره است که به جرم ولایت حضرت علی یک شبه همه را از دم تیغ گذراند و کلمه (فتاک) هم قرینه است که باید به آن توجه شود و راست گفته است خالد که مرگ چنین شخصی در بستر بسیار دشوار است زیرا باید به کارهایش رسیدگی می شد و حکم قصاص و حد بر او جاری می شد.

19.آزاد کردن امام علی بن الحسین غلام 1000 دیناری را، برای تصدیق ابوهریره نبود. بلکه حضرت ایبن کار را برای رضای خدا انجام دادند و اگر این کلام راست باشد یک صدق در میان هزاران کذب خواهد بود.

20.صحابی بودن افتخار نیست و مصاحبت با شخصی عظیم الشان ملاک نیست بلکه ملاک عمل بر طبق عقاید و رفتار و منش اوست. (فاذا خلوت به فبئس الصاحب)

21.داماد ابوهریره بودن افتخاری برای ابوهریره نمی باشد. اگر از او بچه ای داشت می توانست سبب افتخار باشد

22.اصحاب به همان معنای لغوی است و آنچه نوشتید از احادیث جعلی است که اگر توضیحی خواستید ارائه دهم

23. در رابطه با توسل به امامان این توضیح را عرض کنم که این توسل، توسل به خود امام نیست بلکه توسل به خدا به آبروی امامان است و از آیه :(ابتغوا الیه الوسیله) برگرفته شده است

24.عقیده به خدایی بودن انتخاب امامان از همان عقیده به خدایی بودن انتخاب پیامبر نشئت گرفته است(رجوع شود به پاسخ شماره2).

25.مگر رهبری مردم نیاز به حضور مستقیم دارد؟ مگر رووسای جمهور در همه جا حضور دارند؟

26.وظیفه شرعی امام حفظ دین است که این در طول 14 قرن و اندی انجام گرفته است و همین طور هم باقی خواهد ماند.

27. استفاده امامت امام علی از آیه 17 سوره هود از عبارت:(یتلوه شاهد منه) است که مراد حضزت علی است و امامت 11 نفر بعد از او بوسیله حدیث لوح است.

28.مراد از کتاب موسی تورات صحیح است نه تورات محرف کنونی

29.عبدالله سبا شخصی است خیالی که دشمنان برای متهم ساختن شیعه ساخته اند (مراجعه کنید به نوشته آیت الله عسکری در این رابطه)

30.درست است که جانشینی پیامبر در ادراه مدینه به افرادی واگذار شده بود ولی در رابطه با هیچ یک از آنان غیر از علی حدیث منزلت گفته نشد

31.نهج البلاغه تالیف امام علی نیست بلکه جمع آوری سخنان حضرت است

32. الائمه من قریش امامت عمر را ثابت نمیکند چون امامان ما همگی از قریش هستند

33.بیم از حکم خانوادگی در صورتی می باشد که متولی امر پایبند به احکام اسلام نباشد و پایبند نبودن به اسلام در اهل بیت پیامبر متصور نیست

34.معاویه اولین کسی بود که خلافت را خانوادگی کرد پس چرا بر او اعتراضی نمیشود؟!

35.حدیث غضب فاطمه صحیح است اما ربط آن به بنت ابی جهل ساختگی است و این یکی از شیوه هایی است که بنی امیه برای کمرنگ نمودن احادیث صحیح به کار گرفته بودند

36. تغییر ندادن علی، حکم خلفا در رابطه با فدک ، بخاطر رعایت مسائل اهم بود از جمله خاموش کردن فتنه های داخلی و این که گناه بر گردن آنها باشد به حکم حدیث:(من سن سنه سیئه)

37.حدیث بخاری که پیامبر، ابوبکر و عمر را می شناخت اگر صحیح باشد نسبت به شناخت آنان در زمان جاهلیت به کفر و بت پرستی آن دو بوده است

38.ارتداد مسیلمه هیچ ربطی به منع زکات نداشت و قبیله مالک بن نویره مانع زکات نبودند فقط گفتند که ما با علی بیعت کرده بودیم و ابوبکر را نمیشناسیم و خالد این را بهانه قرار داد و به عنوان ارتداد آنان را قتل عام کرد و ابوبکر هم بر این صحه گذاشت هر چند عمر مخالفت کرد.

39.آیه (لاتحزن ان الله معنا) به نفع ابوبکر نیست، زیرا پیامبر او را نهی کرد و اگر کار او خوب و طاعت خدا بود، پیامبر هیچ گاه آن را نهی نمی کرد و شما دقت کنید به (انزل سکینته علیه) که ضمیر مفرد آمده در حالی که در آیه دیگر (انزل الله سکینته علی رسوله و علی المومنین) است (قرآن فقط خواندن ظاهری نیست و تدبر لازم دارد «افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها»)

40.ازدواج پیامبر با دختران ابوبکرو عمر برای تالیف قلوب بوده و نشان بر محبت نیست.

41.دخترانی که به عثمان داده شدند، ربائب پیامبر بودند، نه دختر خود پیامبر و عرب ربیبه را دختر می نامد، و پیامبر تنها یک دختر داشت و آن هم حضرت فاطمه بود .

42.ما هرگز دین خود را از منافقان و اعراب که (اشد کفرا و نفاقا) هستند نمی گیریم، بلکه دین خود را از خاندان پیامبر گرفته ایم

43.همه صحابه برای خدا هجرت نکردند مگر نخوانده اید: (و من هاجر الی مال یصیبه او امراه ینکحها، فهجرته الی ما هاجر)؟

44.دوازده خلیفه، فقط در دوران عزت اسلام نبودند، بلکه برای تمام زمانها هستند. آیا شما می توانید نام آنها را ببرید؟ راستی آن دوازده نفر چه کسانی هستند؟

45. نام گذاری فزرندان به نام ابوبکر و عمر، دلیل بر محبت به آنها نمی باشد. ما هم در این زمان فرندانمان را خالد و عمر نام می نهیم تا بدست سنی ها ی افراطی ذبح شرعی نشوند!

این بود آنچه از سولات شما بدست آمد و هر ابهامی دارید بگویید تا برایتان توضیح داده شود

خدواند ما و شما را به راه راست هدایت کند

nooralhaq14@yahoo.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 23:18  توسط نور الحق  | 

علت اينكه پيروان مذاهب حنبلي و حنفي و... همواره مطالب شرعي و احاكم اسلامي را به طور ديگر بيان مي كنند اين است كه: اغلب علماي آنها از غير عرب بودند و اگر هم عرب بودند از كساني بودند كه اطلاع كاملي از لغت عربي و دقت هاي قرآني نداشتند. در صورتي كه ما شيعيان از اهل بيت پيامبر پيروي مي كنيم كه هم خودشان از عرب هستند وهم در علم لغت عرب بسيار وارد و بلكه پايه گذار قواعد عربي به شمار مي روند لذا قرآن را بهتر مي فهمند و احكام شرع را از جدشان رسول خدا گرفته اند و هر گاه اختلاف شود در بيان احكام بين آنها و ديگران حتما نظر آنان مقدم خواهد بود لطفا در اين نمونه هاي دقت كنيد و بر اين اساس باقي مخالفت هاي مذاهب را با مذهب اهل بيت ارزيابي نماييد:

1. مساله اول: مشخص شدن عيد فطر و غيره:

لطفا به مطلب مربوط به رويت هلال تحت دو عنوان: رويت هلال و سني كيست و شيعه چيست، مراجعه شود.

2. مساله دوم: روزه گرفتن در حال سفر:

اهل بيت نظرشان اين است كه روزه گرفتن در سفر حرام است چون خداوند فرموده: «ومن كان مريضا او علي سفر فعدة من ايام اخر» پس حتما وظيفه مسافر و مريض روزه گرفتن در غير ايام مرض يا سفر است، اما ديگر مذاهب روزه گرفتن در سفر را مستحب مي دانند و در اين جهت به آيه: «وان تصوموا خير لكم» كه همواره مريض و مسافر روزه بگيريد بهتر است استلال مي نمايند. اهل بيت مي گويند كه اين: «ان تصوموا خير لكم» مربوط به جمله: «وعلي الذين يطيقونه فدية طعام مسكين» است، نه جملخ: «ومن كان مريضا او عيل سفر فعدة من ايام اخر» و با وجود جمله ديگر نمي توان مطالب را عطف بر جمله هاي دورتر نمود. لطفا به قرآن كريم مراجعه نماييد و با دقت در آيه 184 سوره بقره فكر كنيد.

3. مساله سوم: وضو:

مذاهب مي گويند بايد دست را از پايين به بالا شست و مي گويند بايد پاها را هنگام وضو شست و مي گويند بايد تما سر را در وضو مسح كرد. در صورتي كه اهل بيت وضو را طبق قرآن معنا كرده اند كه: دستها را بايد از بالا به پايين شست و پاها بايد مسح شوند و مقداري هم از سر مسح شود نه تمام آن. تمام اين احكام طبق آيه وضو كه در سوره مائده آيه 6 امده است مي باشد. دقت هايي كه بايد در آيه شود عبارتند از:

1- خداوند مي فرمايد: «اغسلوا وجوهكم و ايديكم الي المرافق» مذاهب مي گويند «الي» براي انتهاي غايت است، پس بايد از انگشتها تا مرافق شسته شود يعني به طور وارونه، اما اهل بيت مي گويند: بايد از مرفق شسته شود تا انگشتها دليبل اين است كه:«الي» در لغت عرب در صورتي براي انتهاي غايت است كه قبل از آن كلمه:«من» آمده باشد، مثلا بگويد: اغسل يدك من الاصابع الي المرافق. واگر كلمه:«من» نباشد، كلمه:«حتي» براي بيان مقدار واندازه شستن است آن وقت بايد طبق مذاهب وضو گرفت مثل اغسل يدك الي المرافق كه فقط مقصود شستن اين مقدار است بشكل متعارف. اما چون در آيه كلمه «من» ندارد، پس نص صريح در كيفيت شستن دست طبق نظر اهل بيت است. وديگران چون اين دقت ها را نمي فهمندند به شستن وارونه اكتفا كرده اند ... «وهم يحسبون انهم يحسنون صنعا»

2- اما در رابطه با شستن پاها: مذاهب مي گويند پاها بايد شسته شوند و دليلشان اين است كه ارجلكم عطف بر وجوهكم مي باشد و چون وجوه بايد شسته شود ارجل هم بايد شسته شوند، اما اهل بيت مي گويند اين درست نيست بلكه خداوند دستور به مسح ارجل داده نه غسل آنها زيرا در آيه از كلمه:«امسحوا» پس از «اغسلوا» آمده كه فاصله انداخته بين دو فعل كه عبارتند از : «اغسلوا» و «امسحوا» حال به ايم مثال توجه فرماييد: اگر كسي بگويد آمد محمد وعلي، ورفتند عمر و خالد معلوم است كه عمر رفته نه اينكه آمده! چون فعل رفت فاصله انداخته بين دو جمله ي مختلف. ونمي توانيم عمر را بر علي عطف كنيم! وبگوييم عمر هم آمده است.

همانند اين مطلب را مي توان در آيه تصور نمود. خداوند فرموده:«اغسلوا وجوهكم وايديكم الي المرافق وامسحوا برؤسكم وارجلكم» وچون كلمه امسحوا آمده ديگر نمي توان ارجلكم را به وجوهكم و ايديكم عطف نمود. پس شستن پاها خلاف دستور قرآن است وعلي اشتباه مكذاهب دقت نكردن در آيه است.

3- در رابطه با مسح سر: بايد عرض كنيم كه مذاهب مي گويند تمام سر بايد مسح شود اما اهل بيت مي گويند قسمتي از سر مسح شود، و آنها دليلي ندالرند جز عدم دقت در آيه وضو، اما اهل بيت مي گويند كه حرف «باء» كه در «برووسكم» آمده: بائ تبعيضيه است و اگر اين حرف باء نيبود طريقه ي مذاهب درست بود اما چون باء آمده بايد به روش اهل بيت مسح نمود.

نمونه هاي ديگر را خود مي توانيد پيدا كنيد.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 15:46  توسط نور الحق  | 

چرا بر مهر سجده مي كنيم؟

عده اي فكر مي كنند كه شيعه بت پرست است چون بر مهر سجده مي كند، البته آنها اگر دقت كنند اين حرف را نمي زنند.

بت پرست هيچ گاه بر بت خود سجده نمي كند بلكه براي بت سجده مي كند. ولي ما بر مهر سجده مي كنيم نه براي مهر پس ما هرگز براي مهر سجده نمي كنيم البته دشمنان ما از ناداني وعدم دقت مردم استفاده نموده و سجده بر مهر را به عنوان سجده برايس مهر مطرح مي كنند...«يضلوا عن سبيل الله» «فذرهم وما يفترون» چون در قيامت بايد پاسخ گوي گمراه نمودم مردم باشند. به هر حال سجده بر مهر پيروي از سنت پيامبر است زيرا خود ايشان بر زمين سجده مي كردند و مي فرمودند: «جعلت لي الارض مسجدا و طهورا» وكجا پيامبر ما بر فرش يا موكت يا موزاييك سجده مي كردند!؟

حال ما از سنت پيامبر پيروي مي كنيم يا شما دروغگويان؟!؟ «والله احكم الحاكمين»

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 15:45  توسط نور الحق  | 
 بسم الله الرحمن الرحیم

مسلمانان با اختلاف نا م های انها و کشور ها همه یک ملت هستند و این حد ومرزهای جغرافیایی هیچ تفاوتی بین انها از نظر فکری ایجاد نمی کند واین مسئله ماه واول ان بهترین دلیل برروشن صحت و دروغ بودن ادعاهای افراد می کند و چیزیکه عیان است چه حاجت به بیان است همه جهان هر سال مخصو صا در اول ماه رمضان و اول ماه شوال می بینیم که انها ادعا می کنند که ماه را دیده اند و هر گزاین کار را نکردندو چیزی در اسمان چیزی مشا هده نشده است چه بسا دوروز قبل از اول ماه ادعای دیدن ماه را می کنند واین بهترین دلیل برای دروغ گفتن انها می باشد

لازم به تذکر است که دیدن ماه دارای حکم شرعی می باشد که با دیدن ان اول ماه رمضان واجب می شود در دیدن ان در اول ماه شوال ؛ روز عید فطر می باشد باید دانست که دیدن باید تو سط خود مکلف انجام گیرد واگر نتواند این کار رابکند می توان بر قول کسی که دیده است اعتماد کند ویا به قول دو شاهد عادل تکیه کرده ویا در جمعیت مومن ومسلمان و روزه گیرشیاع حاصل شود ودر غیر این صورت نمی تواند حکم به اول ما ه یا روز عید کند

لذا در این جا چند مسئله لازم است بدانیم

1 .اعتماد بر قول فا سق وکسی که روزه نمی گیرد به هیچ وجه صحیح نیست

2. اگر خود مکلف به درجه یقینی رسیده باشد ودیگران مخا لفت کنند باید به یقین خود عمل کنند هر چند دیگران بیشتر باشند یا اکثریت را تشکیل دهند

3. اعتماد مسلمانان شیعه بر قول اهل تسنن جای نیست چون موازین شنا خت اول ماه نزد دو مذهب با هم تفاوت دارد ودر چند نکته

1 .اهل تسنن عدالت را در شاهد لازم نمی دانند وبر قول هر کسی که ادعا کند اعتماد می کنند حتی اگر فا سق باشد و خود روزه دار نباشد بلکه حتی اگر هم کور باشد ومیزان نزد انها فقط مسلمان باشد

2.کلمه هلال نزد اهل تسنن بر هلال اول ماه و هلال اخر ماه هر دو اطلا ق می شود و هر کدام را که دیده باشند به این عنوان شها دت می دهند . " لازم به ذکر است که هلال اخر ماه در قبل از طلوع افتاب در جهت مشر ق دیده می شود ان هم در اخر هر ماه و ان را شرع مقدس میزان اول ماه نمی دانند اما نام ان هلال است و اهل تسنن ان را هلال می دانند

3 .امور شرعی که باید به وسیله علماء و کار شنا سان دینی حل و فصل شود اما کا ملا از سیا ستداران مستقل می باشنداما اهل تسنن از جهت اینکه تمام حکمان را ولی امر می دانند واز انها تبعیت می کنند احکام شرع را هم مطابق نظر انها فتوا می دهند وچون که غالبا حکام سیا سی متسلط بر امور مسلمین در بلاد عرب فا سق و فاجر و شراب خوار و قمار بازند و گاهی هم نمازنمی خوانند وروزه نمی گیرند واز حلال و حرام هیچ خبری ندارند .پس هر گاه سلاح بدانند عید اعلام کرده وهر گاه صلاح بدانند ما ههای شرعی را به هم می زنند

همانند معاویه که روز چهارشنبه نماز جمعه را خواند و ملک خالد ماه رمضان را 28 روز اعلام کرد چون از نظرسیا سی موافق میل انها نبود وبا اینکه علماء اهل تسنن همه خود را تابع نظر حکام فا سق خود می دانند چگونه می توان اطمینان به فتواهای انها نمود در حالی که می دانیم فرمانروایان انها به دین توجهی ندارند مگر انچه به اهداف و اقراض سیا سیشان مزاحمت ایجاد نداشته باشند

4. خود علمای اهل تسنن گاهی حکم خلا ف شرع مبین اسلام صا در می کنند همانند حلال بودن ربا و حلال دانستن بیره ، مشروب ، و قمار و دست دادن به کفار و زنان بی حجاب و کمک به یهود بر علیه مسلمین چنانچه در جنگ اخیر با اسرائیل بنزین هواپیماهای اسرائیلی را مجانن در اختیار انها قرار دادند و حزب الله که به دفاع از ملت مسلمان لبنان مشغول بود محکوم نمودند وبا این وجود چگونه می شود به انها اعتماد نمود وفتواهای انها را صحیح دانیم در حالی که فسق و فجور انها بر ما عیان شده

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 14:44  توسط نور الحق  | 

سني كيست شيعه چيست؟

هر سال در اول ماه رمضان ودر آخر آن بهترين و روشن ترين دليل بر حقانيت ادعاء پيروي از پيامبر و سنت او براي مردم روشن مي شود اما كوران و خفاشان نمي توانند آن را ببينند و از آن مي گذرند بدون اينكه از آن درسي بياموزند ما هر سال هم در اول ماه رمضان و هم در آخر ماه رمضان اختلاف در روئيت هلال را بين مملكتها و مذهب اسلامي مي بينيم و هرگز روي آن فكر نمي كنيم و با مرور زمان نشانه بودن آن كم رنگ و به فراموشي سپرده مي شود مگر هميشه عربستان سعودي و ديگراغمارش كه ديدن ماه را و ثبوت آن را دو روز يا سه روز قبل از ايران اعلان نمي كنند ؟درصورتي كه دو يا سه روز قبل هم نمي توان به راحتي ماه را در افق مشاهده كرد آيا پيامبر نفرموده(( صوموا لروءيته و افطروا لروءؤيته)) با ديدن ماه روزه را شروع كنيد و با ديدن آن افطار كنيد چطور شما قبل از چند روز ماه را مي بينيد در حال كه بعد از گذشتن چند شب ديدن آن براي مسلمين با مشكل مي باشد كدام ماه را شما مي بينيد ؟ و كجا؟ و چگونه ؟ آيا همين دليل كافي نيست براي اثبات حقانيت مذهب و دولت شيعه در پيروي از دستورات پيامبر و نشان مخالفت ديگران را با اين دستورات و اعتبرو يا اولي الا لباب و چون اين لجبازي همواره در طول تاريخ تكرار مي شود مي توانيد خود حق را از باطل تشخيص داده و ليعلم الله الذي صدقوا و ليعلمن الكاذبين

اعتبروا يا اولي الالباب

ان اوضح الادلة علي الحق هو العيان و قد امر الا سلام بان نصوم لرؤية الهلال و نفطر لرؤيته في حديث النبي ((صو موا لرؤيته و افطروا لرؤيته ))و ان ظاهرة الهلال يتجلي في كل عام ليبين ان الحق هو المتبع عند بعض البلدان و المذاهب و ان هناك مذاهب و بلدان يعرضون عن سنة الرسول في ذالك و يتبعون اهواءهم و من اضل ممن تبع هواه بغير هدي من الله

وفي هذا العام اعلنت السعوديه ان العيد هو يوم السبت و ذلك قبل اربعة ايام من يوم العيد فا لسؤال هو اين رأت الهلال قبل اربعة ايام و يمكن رؤيته في هذه الفتره و هو لا يري الا ليلة العيد و بصعوبة احيانا

فهل هذا الا علان الا مخالفة ظاهرة لقول رسول الله (ص) في حين انا نري ان علماء الشيعة و دولة ايران لا تزال متمسكة بسنة الرسول و لا تعلن العيد الا في ليلة العيد و ذلك بعد شهادة الشهود و رؤية الهلال فا عتبروا يا اولي الا بصار و هذه الحال تتكرركل عام في اول شهر رمضان وآخرليظهرتمسك ايران و الشيعة سنة الرسول وان الفسقة و اهواء علمائهم الجهله

وكفي بهذا دليلا لمن اراد معرفة الحق ونبذ الخلاف و العصبية و القومية التي ما انزل الله بها من سلطان

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 14:24  توسط نور الحق  |